تبليغاتX
::. عشق مرد هک شده .::

عشق مرد هک شده

: درباره وبلاگ

 

سلام به دوستان عزیز خودم
من محمد از مهد تمدن
ایران زمین شهرخوشه های
طلایی گندم مرودشت از این
که به وبلاگم آمدین ممنونم
با نظرات خود ما را یاری کنید
-----((( IS HACKED )))------


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30

 

: پیوندها

 

.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
هک شد !!!
فعلا اینو داشته باش :

هك شد !!!

IS HACKED BY MANI FROM HACKERANE_PARS

HACKING TEAM

| +| نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386 توسط محمد پسرك هک شده  |   |  ارسال به دوستان
 
مسافر(عسل خانم)

مسافر بود اما به مقصد کجا ؟خودش هم نمیدانست .برای چه؟ این را هم
نمیدانست تنها میدانست که میخواهد
برود.تصمیم گرفت آنقدر برود تا به نهایت برسد اما تا نهایت چی ؟باز هم نمیدانست.
رفت تا به دریا رسید با خود فکر کرد دریا نهایت آرامش است اما همان لحظه دریا طوفانی شد .تیرش به
سنگ خورد فهمید آرامش دریا جاودانه نیست .
باز به راهش ادامه داد تا به جنگل رسید .با خود گفت :درختان نهایت فروتنی هستند
اما همان لحظه چشمش
به درخت سرو بلندی افتاد که با غرور سر بر افراشته بود .فهمید آنجا هم نهایت فروتنی نیست
 رفت و رفت تا به کوه رسید و فکر کرد که کوه نهایت استواری است
 اما کوه هم ریزش کرد و مسافر فهمید
آنجا
هم  جاي ماندن نيست اين بار به اسمان رسيد
 فکر کرد که اسمان نهايت زيبايي است
 اما اسمان را ابرهاي تيره اي پر کردند و باز هم تيرش به سنگ خورد
 تا خواست برود به باران برخورد و گفت:آه بالاخره  پیدا کردم .باران نهایت بخشندگی
 ست آن موقع بود که
 اینبار مسافر به طرف خدایش به راه افتاد و رفت تا ا بخت بدش به او
 شکایت کند اما 
زمانی که به آنجا رسید حرفی برای گفتن نداشت چون به مقصد رسیده
 بود به نهایت چرا?
چون خدای مسافر نهایت بود .خدایش نهایت آرامش و فروتنی و استواری و زیبایی و بخشندگی بود .
 مسافر به هر چه که میخواست رسید و برای همیشه آنجا ماند

| +| نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 توسط محمد پسرك هک شده  |   |  ارسال به دوستان
 
ممنونم .......

بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
مي دونم خوب مي دوني، تو تار و پود و ريشمي

تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده ي من
چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن

تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم

نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي
توي اين كابوس درد، روياي مهربونمي

مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

وقتي حتي پيشمي، دلم برات تنگ مي شه باز
عشق تو، تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت كه بي تو از نفس هم سير مي شم
نمي دونم چي مي شه بدجوري گوشه گير مي شم

ممنونم كه بچه بازي هامو طاقت مي كني
هر چقدر بد مي شم اما تو نجابت مي كني

هر كجاي دنيا باشم با مني و در مني
نگران حال و روزم بيشتر از خود مني

مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

مي دوني با تو
مي دوني بي تو
مي دوني در تو

| +| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 توسط محمد پسرك هک شده  |   |  ارسال به دوستان
 

 نمي دانم چرا اين گونه هست؟ وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي بيني اما،دلت بسته به مهر ديگري است. بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي نگري... که دلش پيش تو نيست

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386 توسط محمد پسرك هک شده  |   |  ارسال به دوستان
 
تقدیم به بهترینم

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 توسط محمد پسرك هک شده  |   |  ارسال به دوستان
 
مايا نصري

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 توسط محمد پسرك هک شده  |   |  ارسال به دوستان
 

بنام او که یادش در دل ، ترنم زیباترین نغمه های عاشقانه است

 اگه می تونستی در قلبم راه یابی در آنجا می دیدی زمزمه ی ملایمی به گوش می رسد و می گوید تو را دوست دارم محبوب من !

 اگه می تونستی در اعماق روحم قدم بگذاری می دیدی آن بیچاره سرگردان در جستجوی تو هست و می گوید تو را دوست دارم ماه من !

 اگه می تونستی از راز درونی و آه سینه سوز من آگاه شوی می دیدی که از میان آن شعله سرکش و جان فرسای من صدای حقیقت و ملایمی که در جان من طنین انداخته به گوش می رسد که می گوید تو را دوست دارم !

 اگه می تونستی نگاه های پی در پی چشم اشکبارم را بفهمی احساس می کردی کسی می گوید دوستت دارم خوب من !

 اگه می تونستم تمام اندیشه های دردناک را برایت بنویسم کتاب ها می شد ولی ذره ای از اسراری که مدت هاست مرا رنج می دهد برایت بازگو می کنم و تا آخرین لحظات عمرم می گویم : دوستت دارم.

بهترین...

 
 

بهترین  مبارزه آن است که حریف از تو قوی تر باشد
بهترین شوخی ان است که بدون تحقیر و تمسخر دیگران باعث شادی جمع شود
بهترین نگاه آن است که تمامی احساست را بدون به زبان اوردن کلمه ای به طرف مقابل انتقال دهی
بهترین بازی آن است که برد و باخت به اندازه نفس عمل برایت مهم نباشد
بهترین همسفر آن است که در طول سفر فکر کنی یک نفری در عین دو یا چند نفربودن
بهترین ایینه وجدان توست آگاه و بیدار باش
بهترین شریک آن است که اصلا وجود نداشته باشد
بهترین گذشت آن است که در موضع قدرت باشی و آن را انجام دهی
بهترین ایده ها  را همیشه احساس تو به تو هدیه میدهد نه عقل تو
بهترین راه حرف زدن صریح و شفاف حرف زدن است ازحاشیه بپرهیز
بهترین فرارآن است که از جمع غیبت کنندگان بگریزی
بهترین عمل آن است که بدی را به نیکی جواب دهی
بهترین مامن شانه های کسی است که از صمیم قلب دوستش داری
بهترین نعمت بدون هیچ قید و شرطی سلامتی است و دل خوش
بهترین راه برای بد گویانت آن است که در عمل عکس آن چه را گفته اند نشان بدهی نه با زبان
بهترین جست و جو کنکاش در وجود خودت است
بهترین قدردانی آن است که در آن افراط نباشد
بهترین بزرگواری آن است که هر گز از بالا به کسی نگاه نکنی مگر آن که بخواهی او را از زمین بلند کنی
بهترین طرز فکر آن است که به دیگران بر اساس خصوصیات شخصیتی شان امتیاز بدهی نه براساس ظاهر و ثروت شان
و
بهترین مرگ آن است که تنها جسمت از میان رفته باشد و نه اسمت.

      

هیچ مال و ثروتی در جهان به اندازه نام نیک جاودانه نیست. 

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 توسط محمد پسرك هک شده  |   |  ارسال به دوستان
 
دل کوچک، دل بزرگ...

دل کوچک، دل بزرگ...

رو به آسمان، رو به توده ابرها نشستم و در دل،خدای مهربان را صدا کردم...

برای خودم،آرزوها و آرمان هایم دعا کردم برای دل شکسته ام گریستم...

فریاد زدم، گریه کنان طلب رحمت کردم،.....

صدایی نیامد،هیچ تغییری آشکار نشد.

رو به جلو گام بر داشتم و رو به رویم دختر بچه اي کوچک را دیدم،

روی ویلچرش نشسته بود و با دست هایی رو به آسمان ، برای مردم دعا می خواند،

 بعد برای مادرش و دوست صمیمی اش که گرفتار بیماری شده بود، دعا کرد.

اشک های زیبایش فرو می ریختند، دست هایش برای گرفتن رحمت الهی باز بود،

ناگهان ابرها کنار رفت و خورشید فروزان به بالینش آمد.

آن روز درس بزرگی از این کودک ۵ ساله که فلج بود گرفتم،

 آموختم باید اول مردم را دوست بداری، بعد خودت را.

آموختم که دل بزرگ، دریای همه است و دل کوچک یک نهر بی آب....

 

 

سکوتی می کنم

 

سکوتی

 

........................

 

...............

 

....

 

دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد.

کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش

داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين

 !!!رنج است . زندگي يعني اين

سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست
اما بدون...
گاهی سکوت واژه ی گویا ییست

 

يه حرف خوب :

         زندگي دو روز است يك روز به نفع توست

                                يك روز بر عليه توست : 

 

آن روز كه به نفع توست مغرور نباش .

آن روز كه بر عليه توست مايوس نباش .

| +| نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385 توسط محمد پسرك هک شده   |  ارسال به دوستان
 
حلقه

گیرم بازم بیای از عاشقی بخونی

 

گیرم تا دنیا دنیاس بخوای پیشم بمونی

 

روزغمم نبودی خوشیت با دیگرون بود

 

منو به کی فروختی کی از ما بهترون بود

اينجا رو حتما بخونيد!!!!!!!!!                        

 

۱-اول عشق چه زيباست ولي اخرش...

 

۲-جواني مانند پاك ترين عشق ها سرانجامي ندارد

 

۳-در عالم عشق معشوق بي نياز است و كوشش ها همه از  عاشق است

 

عاشق در نيازاست ومعشوق در ناز

 

۴-عشق بس بزرگ است ودرياي عشق بيكران

 

۵-اگر خواهي كه از عا لم عشق آگاه شوي احوال عشق را از شمع

 

 بپرس كه مي سوزد ودم نميزند

 

۶-مرا ميبيني درمند ميشوم ومي بينمت و عاشق تر ميشوم  نه از حال من

 

 مي پرسي نه به دردم ميكوشي

| +| نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385 توسط محمد پسرك هک شده   |  ارسال به دوستان
 
عشق
 

 

با من زاده شو و عشق من باش

ما در کنار هم به شادیهای نو دست خواهیم یافت .....

شادی ماسه های طلایی شادی شبنم بلورین

با طنابهای ابریشمی و گره های نقرهای...

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 توسط محمد پسرك هک شده  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved